تاوان حضور
نوشته شده توسط نويسنده موقت   

مهديه ياوري

 

اکنون قریب به 3 ماه از انتخابات دوره ی دهم ریاست جمهوری می گذرد. انتخاباتی که گویا برگی زرین در تاریخ این کشور بود. حضور 85 درصدی مردم! حضوری که در چهار سال گذشته احساس نشد ، شاید آمده بودند تا جبران مافات کنند...

شاید روزنه ی نوری دیده بودند ، هوای تازه ای و شاید هم یک منجی...

گویا فرجامی غیر از این را انتظار می کشیدند ، که آن جوش و خروش و نشاط به یکباره به اعتراض و سرخوردگی تبدیل شد. هم آوایی که زیاد خوشایند واقع نشد ، از آن به اغتشاش یاد شد ، به آشوب ، حرکتی که شاید نشان دهنده ی روح وطن پرستی یک ملت بود ، با شدیدترین برخوردها مواجه شد.

کوچکترین حرکتها در نطفه خفه شد ، بی آنکه کسی به هویت این هم صدایی ها بیاندیشد.

کسانی که جان باختند ؛ متحمل صدمات جبران ناپذیرشدند ، عزیزان و جوانانی که در بند شدند و ...

دیگر خاطرات دانشجویان مان با کهریزک و 209... پیوند خورده است.

امروز نوای الله اکبر چه مظلومانه با فریاد ها گره می خورد، فریادها ، نفس ها بریده می شود ، بی آنکه به عظمت این دو کلمه بیاندیشیم.

پاسخ آنهمه حضور ، آنهمه صداقت  وخلوص و پاکی ، آنچیزی نبود که انتظارش را داشتیم.

گویی دیگر نباید انتظار داشته باشیم ، بیاندیشیم ، بیان کنیم و....

باید عادت کنیم...