یادداشتی برای قفسه تمام کتابخانه ها
نوشته شده توسط مديريت موقت   


من

 

این یک یادداشت است. یادداشتی که من نوشته ام. تنها در طول چند دقیقه! اما بر خلاف مدت کم نگارش اش بی شک شاهکاری شده است. بی هیچ عیب و نقص مثل خورشید می درخشد.

 

متاسفانه در آثار تمام گذشتگان مورد مشابهی مشاهده نشده است.

شاید ساير نویسندگان هوش و خروش مرا نداشته اند. البته من اهل تعریف از خود نیستم و استفاده از قلم را برای بیان خصایص ویژه ام غلط می دانم اما وقتی می بینم به ارزش کار بی نظیر و شعور خوانندگانم ممکن است بی توجهی شود دلم می سوزد و نمی توانم سکوت کنم. یعنی نباید سکوت کنم چون این یادداشت حقیقتا استثنایی است.

 

اصلا باید آن را برای تمام سران دنیا و برندگان جایزه نوبل ادبیات فرستاد تا بدانند دوران یکه تازی در عرصه قلم دیگر تمام شده است و امپراطوری خیالی شان رو به سوی فرو پاشی پیش می رود یا که آن را در کتاب های درسی گنجاند تا آینده سازان نحوه نوشتن با عزت را بیاموزند.

البته من مافیای فرهنگ را به خوبی می شناسم و می دانم چه موانعی می توانند بر سر راهم ایجاد کنند. آنان مدیر مسؤول، ناظران و داوران را تحت فشار شدید خواهند گذاشت اما بعد از چاپ این یادداشت نمره بیست به یاری شما خوانندگان چنان مورد مهرورزی قرارشان می دهم که تا مدت ها راه خانه شان را گم کنند.

 

ولی علی الحساب لازم است درج کنم چندی پیش یک بابایی از طرف یکی از همین رؤسا و کله گنده ها که گفتم وقتی فهمید چه قصدی دارم آمد و گفت فلانی این مبلغ را بگیر و ننویس! لاکن همانطور که می بینید سر سوزنی عقب ننشستم....

من خدمت گذار و نوکر خوانندگان ام و تا زنده هستم از این یادداشت ها برای شان خواهم نوشت. آنان گر چه یک بار مرا تصادفا انتخاب کرده اند اما من بعد دست از سرم بر نخواهند داشت.من نیز با کمال میل به درخواست های قانونی و حقوق مسلم شان احترام می گذارم.

 

تاریخ بروز رسانی ( 18 آبان 1388,ساعت 17:39:06 )